گرایش های نوین در غزل و شعر امروز تاجیکستان
نوشته علی رضا قزوه
یکی از ویژگی های شعر امروز ایران بخصوص در سه دهه گذشته توجه به مفاهیم معنوی و الهی و واژگان قرآنی و دینی است. این تغییر اگرچه نسبت به ادبیات چند دهه گذشته ایران و بخصوص قبل از انقلاب مشهود بوده است اما در قیاس با دوران های مختلف ادبی ایران و بخصوص ادبیات ایران در عصر صفویه مشابهت هایی دارد. یعنی شاعرانی مانند مولانا ، حافظ ، ناصرخسرو ، سنایی ، عطار و بخصوص محتشم کاشانی و ... نیز در اشعار و نوشته هایشان به فراوانی از فرهنگ واژگانی و معنایی قرآن و باورهای دینی سود جسته اند. در مورد ادبیات امروز ایران این ویژگی را باید بازگشت آگاهانه به معنویت و فرهنگ و باورهای قرآنی و دینی و انقلاب دانست . شعر امروز تاجیکستان اما تا حد کمتری از این فرهنگ بهره مند شده است. اگرچه برخی از شاعران امروز تاجیکستان تلاش می کنند تا در اشعارشان توجهی به این موضوع نیز داشته باشند. به عنوان مثال اشعار محمدعلی عجمی و دارا نجات و برخی از اشعار شاعرانی چون رستم وهاب نیا، فرزانه خجندی، کمال نصرالله ، عبدالله قادری ممتاز، خیرالدین خیراندیش و شاعر جوان امروز تاجیکستان نیز این توجه و عنایت وجود دارد. گرچه مومن قناعت شاعر شهیر و ملی تاجیکستان در گفتگو با خبرگزاری قرآنی ایکنا متعلق به ایران شاعرانی چون بازار صابر و فرزانه خجندی را نیز از این دست شاعران می داند. اگرچه به اعتقاد من شعر بازار صابر بیش از آن که شعر قرانی و دینی باشد یک شعر ملی است و ریشه در اساطیر ایرانی و ترانه های ملی و میهنی و سرودهای مردمی دارد. در مورد برخی از شاعران تاجیک از جمله لایق شیرعلی ، صفیه گلرخسار ، مومن قناعت نیز همین نکته صادق است که شعر آنان با غلبه تفکر ملی و اسطوره ای بر تفکر دینی و قرآنی مواجه است. در آثار شاعران نسل پیشین تاجیکستان یعنی نسل صدرالدین عینی و ابوالقاسم لاهوتی و شاگردان و پیروان آنها چون پیرو سلیمانی، میرزا تورسون زاده ، میرسعید میرشکر، باقی رحیم زاده و ... نیز باید گفت که در شعر این جماعت شعرهای خلقی به نوعی خود را با ملیت آنها گره زده بود . از این رو این نوع ادبیات بیشتر ادبیاتی وامدار تفکر حزبی بود اگرچه برخی از این بزرگان در معرفی ادبیات گذشته تاجیکستان نیز بسیار تلاش کردند که از این میان نقش صدرالدین عینی و میرزا تورسون زاده نقشس جدی و اساسی و بنیادین است. با این وجود غلبه ملی گرایی و خلق گرایی و تفکر حزبی بر تفکر دینی و الهی کاملا مشهود بود. منظور از تفکر دینی در اینجا همان گرایش هایی است که در شعر و عرفان فارسی زبانان قرون گذشته جاری و ساری بود. همچنان که به عنوان مثال در اشعار مولانا و حافظ و سعدی و بزرگان دیگر ما با تعادل این دو تفکر و توجه جدی به هر دو مقوله مواجه ایم اما شعر امروز تاجیکستان از باورهای ملی همیشه سرشارتر بوده است و از همین روست که در اشعار آنها همواره وصف کوه های تاجیکستان یا زبان ملی و سرزمین و افتخارات و قهرمانان ملی از قهرمانان و اسوه های دینی پررنگ تر نمود داشته است. اگرچه به نظر می رسد در شعر نسل نو شاعران تاجیک توجه بیشتری به این مقوله شده است و حفظ تعادل و توجه به ملیت در کنار دین بیشتر لحاظ شده است.
در این شعر از لایق شیرعلی به عنوان مثال این تلفیق به درستی صورت گرفته و قطعه ای صمیمی آفریده شده است:
: صد جان و دل فدای یک مدّعای مادر
فتح و گشایش آرد دست دعای مادر
گر شعرها سرودم از بود و از نبودم
در طینتم سرشته سوز و نوای مادر
از سطوت و ز شهرت گر بر فلک زنم سر
تعظیم میکنم باز در پیش پای مادر
خیره بر آن کسانم کز خویشتن رضایند
یک بار ناشنیده حرف رضای مادر...1
"«مؤمن قناعت» شاعر ملی تاجيكستان معتقد است:
" ادبيات سالهای گذشته تاجيكستان به مفاهيم قرآنی توجه شايستهای نكرده است؛ اما اميدواری زيادی وجود دارد كه شاعران نسل جديد با مفاهيم قرآنی نزديكی بيشتری داشته باشند. زیرا به خاطر هفتاد سال استيلای رژيم كمونيستی شوروی سابق بر ملتهای مسلمان آسيای ميانه، شاعران اين منطقه فرصت چندانی برای پرداختن به موضوعات قرآنی نداشتند و مفاهيم عرفانی قرآن بهطور شايسته در شعر تاجيكستان مطرح نشده است. البته در سالهای اخير به علت ارتباط تاجيكستان با كشورهای اسلامی شاهد بهرهگيری شعر تاجيك از مفاهيم و انديشههای عرفانی، اسلامی و قرآنی بودهايم.
قناعت معتقد است: دو گروه شاعر در تاجيكستان امروز فعاليت میكنند؛ يك عده كه تحت تأثير دين و مفاهيم قرآنیاند و گروه ديگر كه در شعرشان مفاهيم قرآنی كمرنگتر است. از شاعرانی كه در آثارشان به تفكرات دينی و قرآنی برمیخوريم میتوان به محمدعلیعجمی، فرزانه خجندی (عنايت) و بازار صابر اشاره كرد."2
"عطا همدم" داستاننويس مشهور تاجيك و وزیر پیشین فرهنگ تاجیکستان نیز معتقد است:
" در دوران استيلای شوروی بر تاجيكستان، شاعران و نويسندگان تاجيك از عناصر و مفاهيم قرآنی در آثار خود بیبهره نبودند. قرآن در ذات هر مسلمانی است و با جانش درآميخته و از اينرو نويسنده يا شاعر مسلمان نمیتواند بدون تأثير از قرآن اثر موفقی خلق كند. در دوران شوروی سخن گفتنِ آزاد ممكن نبود؛ از اين رو نويسندهها و شاعران از تعاليم قرآنی برای سخن گفتن بيشترين بهره را میتوانستند ببرند و در روح و نبض آثارشان انديشههای قرآنی به خوبی ديده میشد. نكتهی مهمی كه وجود دارد ايناست كه حرف نويسنده به هدف برسد و از راههای مختلفی میتواند يك نويسنده برای به هدف نشستن اثرش استفاده كند. قرآن و تعليمات انسانساز اين كتاب آسمانی از بهترين راههای به هدف نشستن اثر در خواننده است؛ به عبارت بهتر اثری كه بيشترين بهره را از مفاهيم قرآنی برده است بهترين تاثير ممكن را میتواند در ذهن خوانندهاش بگذارد و اين تاثير از مانايی برخوردار است. چنين آثاری هستند كه همواره در ذهن مخاطب تا سالهای سال باقی میمانند. "3
دارا نجات یکی از شاعران مطرح و معاصر تاجیکستان است که در آثار ادبی اش در این سال های بسیار تحت تاثیر شعر انقلاب اسلامی ایران بوده است. وی در آغاز تازه ترین کتابش که درسال 1388 با نام " در کوچه لیلی" در ایران به چاپ رسیده است قبل از هرچیز این عبارات قرآنی را بر بالای کتابش می نویسد و آن را با نام قرآن متبرک می کند:
«هر چه در آسمانها و زمين است. تسبيحگوي او هستند»
(قرآن مجيد، سورۀ حشر، آيۀ 24)
"در محفل پاييز" نامی شعر از همین کتاب است که سرشار از شعرهای توحیدی است:
نسيمي
آكنده ز عطر تسبيح
سبزترينِ عاشقانهها را
با فصاحت آيههاي يزداني
در مدرسۀ بيشه
به گويش آورد. 4
باز هم نمونه ای دیگر از حس و حال عارفانه و توحیدی که در کتاب این شاعر به فراوانی از این نمونه ها را می توان یافت:
نسيم
معنويّات سرگوشيِ واژهها را
به شميم تلاوت فرشتهها بياغُشت
و افكار شاخهها را
به فلسفۀ ملكوتي سرشك
***
سپيدۀ توحيد،
به انبوه برگهايم تور تنيد.
من به شباهت مجنون بيديٍِ خود آشنا شدم
درست در وسط كوهي
كه پيش تر از تولّد انسان
با خرقهاي علفين
و دستاري برفين
به نماز ايستاده بود
و هنوز
روي جانماز دريا
در عبادت است.
سجودش موج ميزند در آيينۀ امواج.
من
به امامت كوه اقتدا كردم.
و كوه با لهجۀ آب، آيه خواند.
تفكّر آب
به شريان شاخههايم دويد.
نسيم تأويل آمد از فراسوها،
تا به روشني گلهاي ياسين مرا غرق كند.
و عطر ياسي گلهايش
عطر سنّت رسول خدا را ميمانست. 5
***
سكوت
خوشبو ميشد
از عنبر گلواژههاي خلقت.
هوا
ژوليده بود
در پچپچۀ باران ذكر
و عطر بامدادي نامهاي خدا.
گلماهيان حواسم
در وسعت تابندگي آبها
امواج برگهاي درخت هميشه را ميبوييد.6
**
وی در اشعار خود تلفیق نو و زیبایی از واژگان و فرهنگ تاجیکی را با حس و حالی امروزین و در فضای یک شعر توحیدی و عارفانه به نمایش می گذارد . عارفانه ای که از سرسبزی طبیعت و واژگان اصیل تاجیکی سرشار است. به عنوان مثال واژه های گلماهی که نام زیبایی برای ماهی قزل آلا است و شب انبوی که نام دیگر شب بوی است و واژگانی با اصالت و ساخته ذهن و زبان پارسی زبانان آن سامان است در شعر ایشان دیده می شود و این ارزش شعر شاعر را بالا می برد و آن را در شمار شعری دارای هویت بومی و اصیل معرفی می کند. شعر "فریبرز" از دفتر "در کوچه لیلی" با چنین فضایی شکل گرفته است:
من
هواي مردن را
معطّر كردم از نكهت وصال
به بوي زنده شدن
در مشكبويهزار گيسوش
از نسيم نماز رنگها
و شباَنبوي سايهها.
***
نوحهريز یکی از برجسته ترین شعرهای این دفتر است که دقیقا با حس و حال و هوای عاشورا شکل گرفته است. این فضا و این احساس نقطه مشترک خوبی با شعر امروز ایران دارد :
تشنهترين لبان
با سبزِ مويهها
لبهاي نوحهريز عاشقان حسين (ع) است.
و سبزترين عاشقانه را
با گلافشانِ سرشك،
سوگواران حسين ميخوانند.
و عاطفهترين عطش،
عطشِ شبنمِ ايمان حسين است ـ
در بلوغ سپيدهاي
به خورشيدِ جمال حق.
هنوز،
در وادي اشك
و محبّت
دلِ بيكربلايي نيست،
دلي،
بيشقايقِ خيمۀ عَزا.
هنوز،
خجالت اهل كوفه خط ميكشد به خاك،
و خواناترين برات است
خطّ كوفي گلهاي شهادت
در شيرازۀ فرات رخ عاشقان حسين.
محمد علی عجمی از دیگر شاعران معاصر تاجیکستان است که در شعرهایش واژگان دینی و قرآنی به فراوانی یافت می شود:
قیام کن قیام مثل سرو
سجود کن سجود کن سجود...7
تفکر جاری در غزل های عجمی بیشتر متعلق به تفکر شعر انقلاب اسلامی و غزل امروز ایران است. این نمونه را ببینید:
با خدایم راز گفتم تا نیازم گل کند
عشق بارد در عراقم تا حجازم گل کند
سجده ها سازم به درگاه خداوند آنچنان
صحنه صبح قیامت در نمازم گل کند 8
واژگان به کار گرفته شده در اشعار عجمی از جنسی دیگرند. این واژگان و ترکیبات بیشتر به ادبیات دینی و آیینی تعلق دارند . واژگان واژگانی دارای بار دینی و الهی و قرآنی هستند و شاعر با استفاده از این واژگان حس زلال و معنوی خاص خود را ایجاد می کند.
ترکیبات و واژگانی چون :
سرّ غیب/ مرد گناه و مرد ثواب/ حشر/ چشمه خضر/ بنده/ خدا و ... تنها در یک غزل (غزل سرّ غیب، ص 43) نشانگر توجه ویژه و پررنگ شاعر به مقوله تفکر دینی و اعتقادی است.
اگر بخواهیم واژگان و ترکیباتی که در غزل های دفتر شعر "عطر شب های خراسان" به کار رفته را بررسی کنیم خواهیم دید که فرهنگ واژگانی آن به فرهنگ واژگانی شعر امروز ایران بسیار نزدیک و تقریبا همان فرهنگی است که در شعر یک شاعر امروز ایران وجود دارد. اما این نکته در باره دارا نجات تا حد زیادی فرق می کند. استفاده شاعر از عناصر و واژگان بومی فرهنگ و زبان خود تشخص بهتری به اشعارش می دهد اگرچه ممکن است این نوع شعر در ایران خوانندگان کمتری داشته باشد اما به گمان من اصالت و هویت بیشتری دارد. اگرچه شعر عجمی نیز برای شاعران کشور خودش رنگ و بویی از تازگی می پراکند و بسیار دلنشین و توام با طراوت و نوآوری است. این شعر عجمی را ببینید که از لحاظ موضوع دقیقا همان موضوعی است که دارا نجات هم به آن پرداخته است. موضوع عاشورا و کربلا این بار در غزلی از محمد علی عجمی قابل تامل است:
صد کوفه غریب/ نیزه/ سرور من/ غلغله صبح قیامت/ لب تشنه/ خاتم/ انگشت شهادت/ حرم/ نیزه/ اجابت/ بانگ لبیک/ حجاج/ آیه / تلاوت/ اکبر و قاسم و عباس/ تن بی سر/ هیهات/ اسارت و ... ( شعر صد کوفه غریب تقدیم به امام حسین ص 44 .و 45)
تمام اینها دایره واژگانی ست که یک شاعر عاشورایی در ماجرای کربلا به کار می برد و این اتفاق در شعر امروز تاجیکستان افتاده .. از این قبیل اشعار در آثار این دو شاعر بسیار است.
دولت رحمانیان از دیگر شاعران تاجیک است که به نسل نوین شعر تاجیکستان تعلق دارد و در آثارش رنگ و بوی تلاش و نوجویی به چشم می خورد. وی متولد سال 1965 م. در ناحیه وخش است . تا کنون چند مجموعه شعر منتشر کرده است ، ( رستخیز روح ) سال 1995 م. دوشنبه – ( نیستان ) سال 1996 م. دوشنبه و ( مرز نسیان ) سال 2002 م. دوشنبه . با تورقی در آخرین کتاب وی که 60 صفحه دارد ، به 25 غزل بر می خوریم و این یعنی نیمی از شعرهای این کتاب و بیشتر دغدغه ی این شاعر قالب غزل است و اتفاقا در این مسیر گام های خوب و ارزنده ای نیز برداشته است و در غزل های اخیر شاعر اعتنا به فرهنگ دینی و واژگان معنوی بیشتر شده است.
گاه بیت های زیبا و نابی نیز در لابلای غزل هایش به چشم می خورد، این بیت را ببینید:
خوابم امشب خالی از معراج نیست
کز پر خورشید ، بالین کرده ام 9
این هم بیتی دیگر که دغدغه های معنوی شاعر را نشان می دهد:
چو کردم قبله ها را رخنه دیدم
به پای هیچ می ریزد سجودم 10
خدانگری و توجه به توحید و دین داری در ادب فارسی چیز تازه ای نیست و ادبیات فارسی زبانان سرشار و لبا لب از این موضوع است. بازگشت ادبیات امروز تاجیکستان به معنویت و دین در غزل های دولت رحمانیان نیز نمود خوبی یافته است. از کتاب مرز نسیان شاعر بیتی دیگر را می خوانیم که دقیقا انگشت بر این موضوع گذاشته است:
آفتاب صبح نیازا ، خواهمت حضور درازا
سر به آسمانه گدازا ، بعد از این خدا نگرم کن ...
در میان نسل دوم شعر تاجیکستان نیز برخی از شاعران بوده اند که شعرهایشان بیشتر حدیث عاشقانه و ترانه بوده است اما در این سال ها بر اثر آشنایی با ادبیات و غزل امروز ایران غزل هایی با مضمون عارفانه و توحیدگرایی سروده اند. عبدالله قادری ممتاز یکی از شاعران نسل دوم شعر تاجیکستان است که از حیث سن و سال در کنار مومن قناعت و سلیم شاه حلیم شاه قرار دارد و نسبت به شاعرانی چون گلرخسار و بازار صابر و لایق شیرعلی مسن تر و پیشکسوت تر نیز هست. اما این غزل ها در میان غزل های آخرین شاعر نشان از بازگشت هوشمندانه وی و عنایت و توجه این شاعر به موضوع معنویت و دین دارد. این غزل را ببینید:
آن صبح که تو زاده شدی صبح یقین بود
از نور محمد به جلا عالم دین بود
من در شب شک آمدم ای دوست به دنیا
اجداد من باده به کف ، چله نشین بود
آنقدر هم از دین نبی فاصله ام نیست
زیرا همه جا مرشد من دین مبین بود... 11
***
این هم غزلی دیگر از این شاعر که آن را نیز به همراه غزل بالا تحت تاثیر غزلی از شاعر ایرانی علی رضا قزوه سروده است و به ایشان تقدیم کرده است.
دعا کن نقطه ای از بای بسم الله تان باشم
سر آن دارم امشب تا سحر همراهتان باشم
عزیز مصر دلها ماه مجلس می شوم فردا
اگر یک چند چون یوسف به قعر چاهتان باشم
ادبگاه محبت از جمال دوست مستغنی است
به لطف حق من درویش خاطر خواهتان باشم
گرانی های دردم را به جز ایزد نمی داند
چو اشک سرنگون افتاده ای در راهتان باشم
در این ظلمت سرای دهر گمراهیم می دانم
مدد ای اهل پاک عرش تا آگاهتان باشم
به بال بی خودی از شور عشق حق به پروازم
به امیدی که من ای قدسیان همراهتان باشم 12
این نمونه ها کاملا آثاری بدیع و تازه و رگه هایی نو در شعر امروز تاجیکستان هستند که شعر امروز تاجیک را بخوبی با شعر امروز ایران گره می زند و نشان می دهد که این دو ادبیات چقدر به هم نزدیک اند و تا چه اندازه می توانند باعث شکوفایی و رشد و تکمیل یکدیگر باشند.
از دیگر شاعرانی که توجه به معنویت و دین در غزل ها و اشعارش قابل توجه است کمال نصرالله است که ابیاتی از چند غزل و شعر این شاعر را که گرایش به توحید و مسلمانی و دین در آن موج می زند تقدیم تان می کنیم. در اینجا اشاره به این موضوع ضروری است که مردمان تاجیک به شکل سنتی و خانوادگی از دیرباز آداب و آیین مسلمانی را حتی در سخت ترین شرایط نگهبانی کرده اند و پاس داشته اند و این موضوع اگر در شعر تاجیکستان در دوره ای خاص بخوبی انعکاس نیافته دلیل بی توجهی و کنار گذاشتن آن نبوده و بسیاری از شاعران از آن با افتخار در دیوان ها و دفترهای خود یاد کرده اند . چنان که در آثار کمال نصرالله این شعرها را می بینیم:
نصرت صباح من لا اله الا الله
خانه ي پناه من لا اله الا الله
بي تو روي رخشان چيست؟ روشني ايمان چيست؟
شعله زن به راه من لا اله الا الله…
اي نجات جان من شعله ي نهان من
در شب سياه من لا اله الا الله
***
فيض و فرح پگاه دارد روزه
از چشم خدا نگاه دارد روزه
يك ماه چو ماه پاك باش از دل صاف
دور از شر و از گناه دارد روزه
آزاد كند ز مكر و از عالم زشت
بر سوي بهشت راه دارد روزه…
***
صبحدم نور خدا بسم الله ست
در از بند رها بسم الله ست
خاطر جمع پريشان شدگان
سپر تير بلا بسم الله ست…
اوست زنگوله ي درگاه مراد
اي خدا معني ما بسم الله ست 13
یکی از شاعران شناخته شده و خوب امروز تاجیکستان رستم وهاب نیا است. شاعری از جنوب تاجیکستان و کسی که غزل ها و شعرهایش از سوی شاعران و منتقدان برجسته تاجیکستان به عنوان آثاری درخور اعتنا اعتراف شده است. نگارنده این مقاله نیز در مقدمه کتاب خورشیدهای گمشده از این شاعر به عنوان چهره ای پرفروغ و صاحب نام و اعتبار در شعر تاجیکستان نام بردم. نسلی که در کنار فرزانه خجندی و سیاووش و عجمی و نظام قاسم و ... شعر تاجیکستان را حیاتی نو بخشیدند. بخصوص تک بیتی های ارزشمند این شاعر را مثال آوردم. در این مقاله نیز استنادهای خود را در باب شعر دینی و توحیدی و معنوی امروز تاجیکستان با ابیاتی از این شاعر همراه می کنم . لازم به توضیح است که وبلاگی نیز با نام این شاعر و با نقد و نظری از نگارنده مقاله در اینترنت موجود است که در باب شعر و اندیشه این شاعر سخن گفته ام. این ابیات از رستم وهاب نیا را ببینید:
إن الانسان لفي خسر ببين
بهر خود جمله زيان آمده ام
هدفي نيست مرا جز دل خويش
سوي خود از چه كمان آمده ام
خلق مي خندد و من مي گريم
تازه گويی به جهان آمده ام
***
اي يونس زمانه دوا در پيام توست
در كام اين نهنگ زبان را نگاه دار
اين بار سيب بر سر كي اوفتاده است؟
اي آفريدگار جهان را نگاه دار14
***
در میان چهره های جوان و صاحب نام شعر تاجیکستان نام فرزانه خواجه اول ( خجندی) نامی آشنا و قابل اعتماد است. وی در میان زنان شاعر تاجیک نیز قدر و مقامی والا دارد . در این فرصت و در پایان این مقاله تنها چند بیت از یک غزل فرزانه را شاهد این ادعا می آورم تا ببینید که غزل امروز و شعر امروز تاجیکستان تا چه اندازه در پی معنویت و دین و اخلاق و آداب مسلمانی گام برمی دارد . بی گمان همین توجه و عنایت سبب شده است تا شعر امروز تاجیکستان از نوعی دیگر و بسیار نزدیک به ادبیات امروز و متعهد ایران باشد. و این را باید به فال نیک گرفت و نوید روزهای آفتابی تری را داد. این ابیات از فرزانه خجندی است:
دریغ فصل شکفتن ، دریغ فصل قیام
که پر شکوفه شدم چون شکوفه ی بادام...
خموش باش ، نه حرفی بگو و نه بشنو
که زهر می چکد از هر لبی به جای کلام
کسی به یاد کسی نیست اندر این عرصات
به آنکه یاد مرا می کند سلام ، سلام
اگر چه هیچ نگفتم به غیر بسم الله
تمام شد به همین آیتم ، تمام ، تمام 15
منابع تحقیق:
1- گلچین اشعار استاد لایق شیرعلی/ تهران 1372/ الهدی / و کتاب دست دعای مادر 1991/ دوشنبه
2- در گفتگو با خبرگزاری ایکنا، ایران، سه شنبه 2 بهمن 1386
3- همان، شنبه 4 خرداد 1387
4- در کوچه لیلی ، دارا نجات، شعر یکم ، چاپ تکا، 1388
5- همان، شعر رویش
6 – همان، شعر در گلباغ نور
7- عطر شبهای خراسان، محمدعلی عجمی، نشر تکا، شعر حکایت سفر/ص 22
8- همان، شعر گل نیاز، ص 31
9- مرز نسیان، دولت رحمانیان ، دوشنبه – ص48
10- همان – ص 23
11- شعر بهار وصل / وبلاگ شاعرhttp://ab-ghaderi.persianblog.ir/
12- همان
13- خورشیدهای گمشده، به کوشش علی رضا قزوه، حوزه هنری ایران ، 1375 / نیز نگاه کنید به وبلاگ شاعر نوشته علی رضا قزوه به آدرس:
http://ka-nasrollah.persianblog.ir/
14- خورشیدهای گمشده ، مقدمه ، به کوشش علی رضا قزوه ، حوزه هنری، 1375 / نیز نگاه کنید به وبلاگ شاعر و نقد نوشته علی رضا قزوه به نشانی:
http://ro-vahabnia.persianblog.ir
15- پیام نیاکان، فرزانه خجندی، 1375، سروش ، با ویراستاری قیصر امین پور